خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و انتظار برای دیدن معشوق سخن می‌گوید. او از تنهایی و اشتیاق خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که رحمتی کند و خود را نشان دهد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که نه‌تنها او، بلکه دیگران نیز مشتاق دیدار معشوق هستند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۶ - ای گل از غنچه کی برون آیی

ای گل از غنچه کی برون آیی
که شدم ز انتظار سودایی ۱

بلبلان را نمی برد شب خواب
تا سحرگه نقاب بگشایی ۲

با صبا گفته ای که می آیم
من و این مژده و شکیبایی ۳

گرچه پیشم هزار تن بیشند
بی تو جان میدهم ز تنهایی ۴

دیده در آرزوی دیدارت
وعده یی میدهد به بینایی ۵

بر سر چشم من قدم نه تا
جویباری به گل بیارایی ۶

تشنه در اشتیاق آب حیات
سوخت خود رحمتى نفرمایی ۷

هر نظر محرم جمال تو نیست
دیده ها زان شدند هرجایی ۸

از حدیثت همام را ذوقی
به زبان می رسد ز گویایی ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۴۰۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - اثر لطف خدایی که چنین زیبایی
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - ای منزل مبارک می بخشیم صفایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.