خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و با اشاره به گلها و طبیعت، احساسات خود را بیان میکند. او از بیوفایی معشوق گلایه دارد و با کنایههایی مانند مقایسه معشوق به یوسف بیپیراهن، عمق ناراحتی خود را نشان میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و کنایههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات مانند مقایسه به یوسف بیپیراهن نیازمند درک ادبی و فرهنگی است.
شماره ۱۸۴ - گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
کاشفته بر بنفشه و برگ سمن شدی ۱
آخر نسیم گل اثر بوی ما نداشت
تا فتنه بر شمایل هر نارون شدی ۲
گل را چه نسبت است بدر وی نکوی من
یوسف ندیده ای که بی پیرهن شدی ۳
ازمات شرم باد که پیمان شکن شدی
جان را به جا گذاشتی و سوی تن شدی ۴
تا در چمن به بوی که بی خویشتن شدی
در حسن ما بگو که چرا طعنه زن شدی ۵
تا باشدت بهانه که بر بوی من شدی
شرمت نبود تا به کدام انجمن شدی ۶
کاشفته بر بنفشه و برگ سمن شدی ۱
آخر نسیم گل اثر بوی ما نداشت
تا فتنه بر شمایل هر نارون شدی ۲
گل را چه نسبت است بدر وی نکوی من
یوسف ندیده ای که بی پیرهن شدی ۳
ازمات شرم باد که پیمان شکن شدی
جان را به جا گذاشتی و سوی تن شدی ۴
تا در چمن به بوی که بی خویشتن شدی
در حسن ما بگو که چرا طعنه زن شدی ۵
تا باشدت بهانه که بر بوی من شدی
شرمت نبود تا به کدام انجمن شدی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - بر دل از زلف چو زنجیر تو دارم بندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.