خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق او بر عاشق را توصیف میکند. شاعر از عشق و شیفتگی خود میگوید و اینکه حتی خورشید نیز ممکن است از عاشقان معشوق نشانهای داشته باشد. در پایان، شاعر از انتظار طولانی برای وصال معشوق شکوه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۳ - چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
چون بگذرد به شهر چنین سرو قامتی
از هر طرف ز خلق برآید قیامتی ۱
عالم چنان ملاحت حسنت فرو گرفت
کز هیچ کس امید ندارم سلامتی ۲
در دور چشم مست تو هشیار کس نماند
تا مست عشق را کند اکنون ملامتی ۳
چون روز گار در طلبت صرف می کنیم
ما را به روز حشر نباشد ندامتی ۴
صاحب نظر چوروی تو را دید گفت هست
بر چشم آفتاب پرستان غرامتی ۵
خورشید میزند نفس آتشین مگر
او را ز عاشقان تو باشد علامتی ۶
گفتی که عاقبت بنوازم همام را
قد ضاع فی انتظارک عمرى الى متی ۷
از هر طرف ز خلق برآید قیامتی ۱
عالم چنان ملاحت حسنت فرو گرفت
کز هیچ کس امید ندارم سلامتی ۲
در دور چشم مست تو هشیار کس نماند
تا مست عشق را کند اکنون ملامتی ۳
چون روز گار در طلبت صرف می کنیم
ما را به روز حشر نباشد ندامتی ۴
صاحب نظر چوروی تو را دید گفت هست
بر چشم آفتاب پرستان غرامتی ۵
خورشید میزند نفس آتشین مگر
او را ز عاشقان تو باشد علامتی ۶
گفتی که عاقبت بنوازم همام را
قد ضاع فی انتظارک عمرى الى متی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - گفت از برای چیدن گل در چمن شدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.