خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عشق عمیق خود را به معشوق بیان میکند و از تجربههای روحانی و عرفانی خود در این مسیر سخن میگوید. او از زیباییهای طبیعت مانند سرو، گل و لاله به عنوان نمادهایی از معشوق یاد میکند و عشق خود را فراتر از زمان و مکان توصیف مینماید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۱ - چشم خودرا دوست میدارم که رویش دیده ام
چشم خودرا دوست میدارم که رویش دیده ام
عاشقم بر گوش خود کاواز او بشنیده ام ۱
ای حریفان من درین مذهب نه امروز آمدم
عشق او در مجلس روحانیان ورزیده ام ۲
چون سماع عاشقانش گرم شد روز الست
من به پهلو زان جهان تا این جهان گردیده ام ۳
عالم صورت حجاب روی معشوق من است
پرتوی از حسن تو در روی خوبان دیده ام ۴
سرو را گفتم چرا می لرزی از باد صبا
گفت دارد بوی او از بوی او لرزیده ام ۵
در گلستان بار ما وقت سحر چون میگذشت
گفت گل انصاف من بر روی خود خندیده ام ۶
لاله و گل را به یاد رنگی او بوییده ام
مشک را بر بوی زلفش بر گریبان بسته ام ۷
عاشقم بر گوش خود کاواز او بشنیده ام ۱
ای حریفان من درین مذهب نه امروز آمدم
عشق او در مجلس روحانیان ورزیده ام ۲
چون سماع عاشقانش گرم شد روز الست
من به پهلو زان جهان تا این جهان گردیده ام ۳
عالم صورت حجاب روی معشوق من است
پرتوی از حسن تو در روی خوبان دیده ام ۴
سرو را گفتم چرا می لرزی از باد صبا
گفت دارد بوی او از بوی او لرزیده ام ۵
در گلستان بار ما وقت سحر چون میگذشت
گفت گل انصاف من بر روی خود خندیده ام ۶
لاله و گل را به یاد رنگی او بوییده ام
مشک را بر بوی زلفش بر گریبان بسته ام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - من به اومید تو از راه دراز آمده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - من از دنیا و مافیها دل اندر نیکوان بستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.