خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، معشوق را به ماه و سرو تشبیه میکند و از زیباییهای او سخن میگوید. همچنین، شاعر به بیان احساسات خود نسبت به معشوق و ناتوانی در وصف کامل او میپردازد.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۲۹ - ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
ماه ز مشرق طلوع کرد چو رویت تمام
نسی که بود مه که زو مهر کند نور وام ۱
ماه فلک را قدی نیست چو سرو سهی
سرو سهی را رخی نیست چو ماه تمام ۲
هر دو تو داری و بس نیست نظیر تو کس
طوطی جان در قفس شد شکرت را غلام ۳
چون که پریشان شود زلف خوشت نیم روز
شب رو عیار را کار شود با نظام ۴
باز نداند کسی نیم شب از نیم روز
پای چو بیرون نهی نیم شبی از مقام ۵
نیست تنت ز آب و خاک هست همه جان پاک
گشت مجسم مگر روح لطیف همام ۶
عاجزم از وصف تو یک سخنم بیش نیست
خاتم خو بان تویی ختم کنم والسلام ۷
نسی که بود مه که زو مهر کند نور وام ۱
ماه فلک را قدی نیست چو سرو سهی
سرو سهی را رخی نیست چو ماه تمام ۲
هر دو تو داری و بس نیست نظیر تو کس
طوطی جان در قفس شد شکرت را غلام ۳
چون که پریشان شود زلف خوشت نیم روز
شب رو عیار را کار شود با نظام ۴
باز نداند کسی نیم شب از نیم روز
پای چو بیرون نهی نیم شبی از مقام ۵
نیست تنت ز آب و خاک هست همه جان پاک
گشت مجسم مگر روح لطیف همام ۶
عاجزم از وصف تو یک سخنم بیش نیست
خاتم خو بان تویی ختم کنم والسلام ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸ - آرزومندم ولیکن کو قدم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۰ - من به اومید تو از راه دراز آمده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.