خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، ستایشی از معشوق است که با زیباییهای بینظیر و تأثیرات روحبخشش، جان و دل عاشق را زنده میکند. شاعر از لبان معشوق به عنوان منبع حیات و از نگاهش به عنوان موهبتی الهی یاد میکند و خود را نیازمند توجه و لطف او میداند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و عاطفی داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۰۸ - لبت راست آب حیاتی دگر
لبت راست آب حیاتی دگر
دهان تو دارد نباتی دگر ۱
تو سلطان حسنی و ما بی نوا
بود حسن را هم زکاتی دگر ۲
نظر کرده چشمت یکی ره به من
نماید مگر التفاتی دگر ۳
بر اصحاب دل از خط آورده ای
به صد جان وصد دل براتی دگر ۴
لبت گر زند یک نفس با همام
بخشد به جانش حیاتی دگر ۵
دهان تو دارد نباتی دگر ۱
تو سلطان حسنی و ما بی نوا
بود حسن را هم زکاتی دگر ۲
نظر کرده چشمت یکی ره به من
نماید مگر التفاتی دگر ۳
بر اصحاب دل از خط آورده ای
به صد جان وصد دل براتی دگر ۴
لبت گر زند یک نفس با همام
بخشد به جانش حیاتی دگر ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - دوش از لبت ربوده ام ای مهربان شکر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - آفتابی و ز مهرت همه دل ها محرور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.