خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات مختلفی مانند عشق الهی، ایمان، رنجهای بشری و معجزات پیامبران اشاره دارد. شاعر از استعارهها و تمثیلهای مختلفی مانند عشق به عنوان نجاتدهنده، حکم سلیمان، خضر و آب حیات، صدف و دریا، یوسف و زندان، و عیسی و معجزههایش استفاده کرده است تا مفاهیم عمیق روحانی و فلسفی را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۲ - نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
نفس کافر کیش را عشق تو در ایمان کشید
دیو را حکم سلیمان باز در فرمان کشید ۱
در میان ظلمت آب زندگانی جست خضر
نور توفیقش به سوی چشمهٔ حیوان کشید ۲
آرزوی آب شیرین بافت در دریا صدف
ابر نیسانی به دوش از بهر او باران کشید ۳
روح قدسی کشت عیسی را معاین تاکه او
رخت خود زین خاکدان بر گنبد گردان کشید ۴
پادشاهی داد یوسف را سعادت بعد از انک
هم اسیر چاه شد هم زحمت زندان کشید ۵
جان تن آسوده را بار ریاضت بر نهاد
دید دل آسایشی چون جسم بار جان کشید ۶
جان مشتاقان کشد از غمزهٔ جادوی تو
آن جفاکز دست امت عیسی عمران کشید ۷
تا خرامان دید بالای تو را چشم همام
کافرم گر خاطرم دیگر به سروستان کشید ۸
دیو را حکم سلیمان باز در فرمان کشید ۱
در میان ظلمت آب زندگانی جست خضر
نور توفیقش به سوی چشمهٔ حیوان کشید ۲
آرزوی آب شیرین بافت در دریا صدف
ابر نیسانی به دوش از بهر او باران کشید ۳
روح قدسی کشت عیسی را معاین تاکه او
رخت خود زین خاکدان بر گنبد گردان کشید ۴
پادشاهی داد یوسف را سعادت بعد از انک
هم اسیر چاه شد هم زحمت زندان کشید ۵
جان تن آسوده را بار ریاضت بر نهاد
دید دل آسایشی چون جسم بار جان کشید ۶
جان مشتاقان کشد از غمزهٔ جادوی تو
آن جفاکز دست امت عیسی عمران کشید ۷
تا خرامان دید بالای تو را چشم همام
کافرم گر خاطرم دیگر به سروستان کشید ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - دل به کنج عافیت چون پای در دامان کشید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - ای سراندازان سراندازی کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.