خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از زیباییها و تأثیرات معنوی صبحگاه سخن میگوید. او صبح را نماد روشنایی، عشق و رهایی از تاریکیهای شب میداند و از تأثیرات روحبخش آن بر دل و جان خود مینویسد. همچنین، شاعر به عشق به یار و وصل او اشاره میکند که با صبحگاه پیوند خورده است.
این متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۹ - از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
جانم منور است به نور لقای صبح ۱
از باد صبح گشت معطر دماغ من
دارد دلم همیشد هوای هوای صبح ۲
یابد یقین ز ظلمت بیگانگی خلاص
هر جان آشنا که شود آشنای صبح ۳
از تیغ صبح لشکر شب منهزم شود
تا شاه اختران بود اندر قفای صبح ۴
ای شب جمال صبح سزای تو می دهد
جز روی یار من ندهد کس سزای صبح ۵
این منزل لطافت جای قرار نیست
چون وصل دوست ازان شد لقای صبح ۶
جانم منور است به نور لقای صبح ۱
از باد صبح گشت معطر دماغ من
دارد دلم همیشد هوای هوای صبح ۲
یابد یقین ز ظلمت بیگانگی خلاص
هر جان آشنا که شود آشنای صبح ۳
از تیغ صبح لشکر شب منهزم شود
تا شاه اختران بود اندر قفای صبح ۴
ای شب جمال صبح سزای تو می دهد
جز روی یار من ندهد کس سزای صبح ۵
این منزل لطافت جای قرار نیست
چون وصل دوست ازان شد لقای صبح ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - یاد باد آن راحت جان یاد باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.