خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق به معشوق و ارزشهای زندگی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق به معشوق مانند مهر و محبت است و زندگی با او در پیری شیرینتر از آرزوهای جوانی است. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند حیات جاودانی و مقایسهای با شمع و پروانه دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۲ - ز جانان مهر و از ماجانفشانی ست
ز جانان مهر و از ماجانفشانی ست
جواب مهر بانان مهربانی ست ۱
همی گوید لبش کاینک من و تو
گرت سودای آب زندگانی ست ۲
تو آن شمعی که جان پروانه توست
که را پروای شمع آسمانی ست ۳
دم عیسی به انفاست چه ماند
که زین حاصل حیات جاودانی ست ۴
حیاتم با تو در ایام پیری
بسی خوشتر ز سودای جوانی ست ۵
خوشا روزی که همراز تو باشم
ولی از مردم چشمم گرانی ست ۶
همام مهربان را از لبت هم
نصیبی هست و آن شیرین زبانی ست ۷
جواب مهر بانان مهربانی ست ۱
همی گوید لبش کاینک من و تو
گرت سودای آب زندگانی ست ۲
تو آن شمعی که جان پروانه توست
که را پروای شمع آسمانی ست ۳
دم عیسی به انفاست چه ماند
که زین حاصل حیات جاودانی ست ۴
حیاتم با تو در ایام پیری
بسی خوشتر ز سودای جوانی ست ۵
خوشا روزی که همراز تو باشم
ولی از مردم چشمم گرانی ست ۶
همام مهربان را از لبت هم
نصیبی هست و آن شیرین زبانی ست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - تورا چیزی ورای حسن و آن هست
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - از سوز دل مات همانا خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.