خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و برتری معشوق را توصیف می‌کند و عشق به او را بالاتر از هر چیزی در جهان می‌داند. شاعر از زبان و بیان ناتوان در توصیف معشوق سخن می‌گوید و عشق به او را تنها آرزوی خود می‌داند. همچنین، از نعمت وجود معشوق و تأثیر آن بر جان خود سخن می‌گوید و زمین و آسمان را در سایهٔ حسن معشوق بی‌ارزش می‌شمرد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق از اشعار کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۱ - تورا چیزی ورای حسن و آن هست

تورا چیزی ورای حسن و آن هست
نپندارم نظیرت در جهان هست ۱

از آن دادن نشان کار زبان نیست
ولی در گفت و گویم تا زبان هست ۲

نخواهم سر مگر بر آستانت
سرم را عشق بالینی چنان هست ۳

زهی دولت که دارد مرغ جانم
که از زلف تو او را آشیان هست ۴

هوای عالم علوی ندارد
که جایی خوشترش اینجا از ان هست ۵

میان جان و از من برکناری
ازینجا ماجرایی در میان هست ۶

زمین را در میان حسن رویت
شرف بر آسمان تا آسمان هست ۷

دهانت آب حیوان آفریدند
نصیبی جان ما را زان دهان هست ۸

همام خوش نفس را هم از آنجاست
که آب زندگانی در بیان هست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰ - مرا تویی ز جهان آرزوی جان ای دوست
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - ز جانان مهر و از ماجانفشانی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.