خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به معنا اشاره دارد. شاعر از دل اهل صفا، بتشکنی در راه دوست و چشم دل سخن میگوید و بر اهمیت معنا بر صورت تأکید میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
منزل ما ز آفتاب چون دل اهل صفاست ۱
فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست
جان که به معنی رسید غافل ازین ماجراست ۲
بود دلم بت پرست از کف ایشان بجست
دوست چو آمد بدرست بت شکنی کارماست ۳
چشم صور بین بود بی خبر از حال دل
دیده دل را نظر بر صفت کبریاست ۴
چند زنی ای همام لاف ز سودای او
عاشق وحیران دوست بسته در این ماجراست ۵
منزل ما ز آفتاب چون دل اهل صفاست ۱
فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست
جان که به معنی رسید غافل ازین ماجراست ۲
بود دلم بت پرست از کف ایشان بجست
دوست چو آمد بدرست بت شکنی کارماست ۳
چشم صور بین بود بی خبر از حال دل
دیده دل را نظر بر صفت کبریاست ۴
چند زنی ای همام لاف ز سودای او
عاشق وحیران دوست بسته در این ماجراست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - در پی آن میدوید دل که نگاری کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - حسنت چو اشتیاق دلم بی نهایت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.