خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر این است که برای رهایی از غم، باید از زندگی لذت برد و در لحظه زندگی کرد. شاعر تأکید میکند که در عشق جوان و ثروتمند است و از پیری و فقر نمیترسد. همچنین، او خود را فارغ از مقام و موقعیت اجتماعی میداند و بر اهمیت عشق و جوانی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از غم و زندگی در لحظه نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۱۶ - خواهی که به هیچ غم نمیری
خواهی که به هیچ غم نمیری
تا دست دهد پیاله گیری ۱
می نوش به شادی و شو از او
آن دم که به دست غم اسیری ۲
نی گفت به زیر لب همین است
اگر اهل دلی نفس پذیری ۳
در سرزمی ات چو تاج لعل است
سلطانی و صاحب سریری ۴
من درد کشم نه شاه و درویش
فارغ ز بزرگی و حقیری ۵
در عشق جوانم و توانگر
غم نیست ز پیری و قیری ۶
از سرو روان عصای پیری
شد پیر کمال بایدش ساخت ۷
تا دست دهد پیاله گیری ۱
می نوش به شادی و شو از او
آن دم که به دست غم اسیری ۲
نی گفت به زیر لب همین است
اگر اهل دلی نفس پذیری ۳
در سرزمی ات چو تاج لعل است
سلطانی و صاحب سریری ۴
من درد کشم نه شاه و درویش
فارغ ز بزرگی و حقیری ۵
در عشق جوانم و توانگر
غم نیست ز پیری و قیری ۶
از سرو روان عصای پیری
شد پیر کمال بایدش ساخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۵ - خواهم بر تو بردن تن را که شد خیالی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۷ - دارم ز ابروان تو چشم عنایتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.