خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حسرت و درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از سوزش دل، بیخوابی شبهای فراق، و نگاه معشوق مینالد و از ناز و کرشمههای او شکایت دارد. همچنین، اشارهای به مستی و بیخودی در عشق دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و احساسات شدید عاشقانه وجود دارد که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد.
شماره ۹۹۴ - به مجلسی که بمستان ز لب شراب دهی
به مجلسی که بمستان ز لب شراب دهی
دلم ز رشک بسوزی مرا کباب دهی ۱
سؤال بوس چه سود از توام که معلوم است
مرا ز جنبش آن لب که نی جواب دهی ۲
شب فراق در آن آستان دو چشم مرا
چه جای خواب اگر نیز جای خواب دهی ۳
به حسرت قدش از گریه ام چمن شد غرق
تو سرو را دگر ای باغبان چه آب دهی ۴
کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام
چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی ۵
به چشم و غمزه مفرما که مست را بزنید
به یک دو مست چه نسبت که احتساب دهی ۶
کمال شحنه عشق از دل تو دانش خواست
چگونه باج نفس از دل خراب دهی ۷
دلم ز رشک بسوزی مرا کباب دهی ۱
سؤال بوس چه سود از توام که معلوم است
مرا ز جنبش آن لب که نی جواب دهی ۲
شب فراق در آن آستان دو چشم مرا
چه جای خواب اگر نیز جای خواب دهی ۳
به حسرت قدش از گریه ام چمن شد غرق
تو سرو را دگر ای باغبان چه آب دهی ۴
کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام
چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی ۵
به چشم و غمزه مفرما که مست را بزنید
به یک دو مست چه نسبت که احتساب دهی ۶
کمال شحنه عشق از دل تو دانش خواست
چگونه باج نفس از دل خراب دهی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۳ - بکوی عشق باشی شیر مردی
گوهر بعدی:شماره ۹۹۵ - به باران کهن یاری نکردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.