خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنجهای عاشقانه، تنهایی و فقر عاطفی میپردازد. شاعر از دردهای عشق و غمهای آن سخن میگوید و تأکید میکند که عاشق بدون غم نمیتواند زندگی کند. همچنین، به مفاهیمی مانند وفاداری، صبر و تقدیر اشاره دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۹۳ - بکوی عشق باشی شیر مردی
بکوی عشق باشی شیر مردی
اگر باشد برویت گرد دردی ۱
بروی مرد باشد گرد این درد
نخواندی این مثل گردی و مردی ۲
خیالت گر نبودی مونس جان
دل بیکس تن تنها چه کردی ۳
غذای عاشق مفلس غم آمد
اگر غم نیستی مسکین چه خوردی ۴
دورنگی نیست ما را با تو الأ
همین بخت سیاه و روی زردی ۵
درخت گل ندارد ناب سرما
نیارم زد برآن در آه سردی ۶
کمال آنها که فکر بکر دارند
قزون از صد غزل خوانند فردی ۷
اگر باشد برویت گرد دردی ۱
بروی مرد باشد گرد این درد
نخواندی این مثل گردی و مردی ۲
خیالت گر نبودی مونس جان
دل بیکس تن تنها چه کردی ۳
غذای عاشق مفلس غم آمد
اگر غم نیستی مسکین چه خوردی ۴
دورنگی نیست ما را با تو الأ
همین بخت سیاه و روی زردی ۵
درخت گل ندارد ناب سرما
نیارم زد برآن در آه سردی ۶
کمال آنها که فکر بکر دارند
قزون از صد غزل خوانند فردی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۲ - برویت بنگرم ناگه نرنجی
گوهر بعدی:شماره ۹۹۴ - به مجلسی که بمستان ز لب شراب دهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.