خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر با معشوق خود گفتوگو میکند. در هر بیت، شاطر از زیباییها و ویژگیهای معشوق میگوید و معشوق با عبارت «گفت ترا چه» پاسخ میدهد، که نشاندهنده بیاعتنایی یا شوخطبعی معشوق است. شاعر در نهایت به کمال ملاحت و افسونگری معشوق اعتراف میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۹۴۹ - گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه
گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه
گفتم چه نمکهاست در آن گفت ترا چه ۱
گفتم دهن تنگ را در لب خاموش
لطفیست که گفتن نتوان گفت ترا چه ۲
گفتم بخوشی گر لب شیرین تر جانست
قد نیز روانست روان گفت ترا چه ۳
گفتم که تو جانی و بی دوستر از جان
هم جانتی و هم شوخ جهان گفت ترا چه ۴
گفتم رخ تو برگ گلست آمده بیرون
خالت خوش و خط خوشتر از آن گفت ترا چه ۵
گفتم چه کمند افکن و دلبند فتادست
آن گیسوی در پای کشان گفت ترا چه ۶
گفتم ز ملاحت همه چیزت بکمالست
خندان شد و افسون کنان گفت ترا چه ۷
گفتم چه نمکهاست در آن گفت ترا چه ۱
گفتم دهن تنگ را در لب خاموش
لطفیست که گفتن نتوان گفت ترا چه ۲
گفتم بخوشی گر لب شیرین تر جانست
قد نیز روانست روان گفت ترا چه ۳
گفتم که تو جانی و بی دوستر از جان
هم جانتی و هم شوخ جهان گفت ترا چه ۴
گفتم رخ تو برگ گلست آمده بیرون
خالت خوش و خط خوشتر از آن گفت ترا چه ۵
گفتم چه کمند افکن و دلبند فتادست
آن گیسوی در پای کشان گفت ترا چه ۶
گفتم ز ملاحت همه چیزت بکمالست
خندان شد و افسون کنان گفت ترا چه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۸ - گر سر طلبی بر درت آریم به دیده
گوهر بعدی:شماره ۹۵۰ - ب بار برهم چرا زد ز پسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.