خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زبان عاشقی بیان میشود که از جور و غم معشوق شکایت دارد. او از رنجهای عشق، بیقراری، و اشکهایش میگوید و زیبایی معشوق را ستایش میکند. همچنین، شاعر خود را رند و آزاده میداند و از ریا و خودبینی زاهدان دوری میجوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و اشک ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۹۲۱ - ای دل ریش من از جور تو غمگین گونه
ای دل ریش من از جور تو غمگین گونه
لبت از خوردن خونم شده رنگین گونه ۱
بسکه بر خاک ره انداخته بشکسته دلم
چون سر زلف خودم سات مشکین گونه ۲
همچو بلبل من و بیداری و صد گونه خروش
تا که باشد گل رخسار تو با این گونه ۳
نرسد قند به شیرینی لبهای نو لیک
به دهانت چو رسیده شده شیرین گونه ۴
سرخروئی بودم پیش رقیبان همه وقت
که به خون رنگ دهی اشک مرا زین گونه ۵
گرچه هم رندم و هم رند ستا شکر خدا
که نیم باری ازین زاهد خود بین گونه ۶
ہر ورق ریخت مگر سرخی اشک تو کمال
که سخنهاست به دیوان تو چندین گونه ۷
لبت از خوردن خونم شده رنگین گونه ۱
بسکه بر خاک ره انداخته بشکسته دلم
چون سر زلف خودم سات مشکین گونه ۲
همچو بلبل من و بیداری و صد گونه خروش
تا که باشد گل رخسار تو با این گونه ۳
نرسد قند به شیرینی لبهای نو لیک
به دهانت چو رسیده شده شیرین گونه ۴
سرخروئی بودم پیش رقیبان همه وقت
که به خون رنگ دهی اشک مرا زین گونه ۵
گرچه هم رندم و هم رند ستا شکر خدا
که نیم باری ازین زاهد خود بین گونه ۶
ہر ورق ریخت مگر سرخی اشک تو کمال
که سخنهاست به دیوان تو چندین گونه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۰ - ای خط مشکبار تو پیچیده گرد ماه
گوهر بعدی:شماره ۹۲۲ - ای رخ و زلف سیاه تو شب تیره و ماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.