خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دشواریهای دوری از معشوق و ناتوانی در تحمل فراق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند کبوتر، بار کوه، و مگس، احساسات عمیق خود را بیان میکند و بر ناتوانی در تحمل این دوری تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
شماره ۸۷۸ - من نخواهم دیده از رویت دگر برداشتن
من نخواهم دیده از رویت دگر برداشتن
مشکل است از دیده روشن نظر برداشتن ۱
چشم داری ای کبوتر این چه گستاخیست باز
نامة کآنجاست نام او بپر برداشتن ۲
همچو بر مونیست از جا بر گرفتن بار کوه
پیش آن سوی میان بار کمر برداشتن ۳
دیده گریان خواستگردی از درش خندید و گفت
چون توان ای دیده گرد از خاک تر برداشتن ۴
باره شبهای فراقت چون تواند بر گرفت
آنکه نتواند ز ضعف آه سحر برداشتن ۵
ای مگس منشین بر آن لب جان شیرین گوش دار
بار تو نتواند از لطف شکر برداشتن ۶
سر مقر بود چون بنهاد بر پایت کمال
از خجالت باز نتوانست بر برداشتن ۷
مشکل است از دیده روشن نظر برداشتن ۱
چشم داری ای کبوتر این چه گستاخیست باز
نامة کآنجاست نام او بپر برداشتن ۲
همچو بر مونیست از جا بر گرفتن بار کوه
پیش آن سوی میان بار کمر برداشتن ۳
دیده گریان خواستگردی از درش خندید و گفت
چون توان ای دیده گرد از خاک تر برداشتن ۴
باره شبهای فراقت چون تواند بر گرفت
آنکه نتواند ز ضعف آه سحر برداشتن ۵
ای مگس منشین بر آن لب جان شیرین گوش دار
بار تو نتواند از لطف شکر برداشتن ۶
سر مقر بود چون بنهاد بر پایت کمال
از خجالت باز نتوانست بر برداشتن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۷ - مرا که خرقة ارزق به باده شد گلگون
گوهر بعدی:شماره ۸۷۹ - من و محنت تو زهی راحت من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.