خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او از احساسات خود مانند گریه، اشک خونین و دلتنگی صحبت میکند و از عناصری مانند شمع، گل، بلبل و سرو برای توصیف معشوق استفاده میکند. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت و ارتباط آن با عشق اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به درک ادبی بیشتری داشته باشند.
شماره ۸۶۳ - شبی خواهم چو شمعش لب گزیدن
شبی خواهم چو شمعش لب گزیدن
بدین قلم زبان باید بریدن ۱
چو آن لب در خیال آرد دو چشمم
چو آب از نازکی گیرد چکیدن ۲
ندانم اشک خونین از پی کیست
که دم بردم فتادش از دویدن ۳
مرا چشمی گرت بینم چه باشد
به چشم خود گناهی نیست دیدن ۴
حدیث حسن گل نازک حدیثی است
ز بلبل باید این معنی شنیدن ۵
مگو ای باغبان بگسل از آن سرو
که حیف است از چنان سروی بریدن ۶
کمال آن زلف دالست و خیالت
چنان دالی به انگشتان کشیدن ۷
بدین قلم زبان باید بریدن ۱
چو آن لب در خیال آرد دو چشمم
چو آب از نازکی گیرد چکیدن ۲
ندانم اشک خونین از پی کیست
که دم بردم فتادش از دویدن ۳
مرا چشمی گرت بینم چه باشد
به چشم خود گناهی نیست دیدن ۴
حدیث حسن گل نازک حدیثی است
ز بلبل باید این معنی شنیدن ۵
مگو ای باغبان بگسل از آن سرو
که حیف است از چنان سروی بریدن ۶
کمال آن زلف دالست و خیالت
چنان دالی به انگشتان کشیدن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۲ - سوختی ای مرهم جانها درون ریش من
گوهر بعدی:شماره ۸۶۴ - شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.