خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که تصویر معشوق هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود. او از اسارت در دام عشق شکایت دارد و احساس ناتوانی و فقر می‌کند. شاعر همچنین به بی‌نیازی از بیان اخلاص اشاره می‌کند، چرا که معشوق از اسرار درونش آگاه است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸۰۴ - نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم

نرود نقش خیال تو زمانی ز ضمیرم
خود من ساده درون صورت غیری نپذیرم ۱

مرده ام در هوس آنکه بود فرصت آنم
که نهی پای درین دیده و در پای نو میرم ۲

حال خود با که بگویم که شکایت ز تو دارم
با خلاص از که بجویم که به دام تو اسیرم ۳

به قلم صورت اخلاص نوشتن چه ضرورت
چون ضمیر تو بود واقف اسرار ضمیرم ۴

گفته حال کمال از غم من در چه نصایست
و چه توان گفت همان عاجز و مسکین و فقیرم ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۰۳ - نام آن لب به خط سبز به جانی دیدم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۵ - نقد جان چیست که در دامن جانان ریزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.