شاعر در این متن به توصیف عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد. او از نام معشوق بر روی کاغذ یاد میکند، با احساسات شدید آن را میبوسد و با گریه بر آن مینویسد. نامهای که نیمی به رنگ خون و نیمی زرد است، نمادی از درد و شوق اوست. شاعر از گردش به دور معشوق مانند پرگار سخن میگوید و از زبان دل خود میشنود که معشوق جزئی از دفتر زیباییهاست. در نهایت، او از بوی معشوق در نسیم و پنهان کردن اوراق مانند گل در باد صبا سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۸۰۳ - نام آن لب به خط سبز به جانی دیدم
کاغذی بافتم و قند دروه پیچیدم ۱
آن خط از شوق کشیدم من گریان در چشم
حرف حرفش چو قلم گریه کنان بوسیدم ۲
نامه را نیمه به خون سرخ شده و نیمی زرد
نقش آن نام چو بر دیده و رو مالیدم ۳
نقطه آن دهن امکان که ببوسم به خیال
که چو پرگار به گرد تو بس گردیدم ۴
راست ناکرده زبان خواست قلم نام تو برد
بندش از بند جدا کردم و سر ببریدم ۵
دل بگفتا گل از آن دفتر خوبی جزویست
آن چو جزوی ز سخن بود ز دل بشنیدم ۶
تا کی بو نبرد از تو در انفاس کمال
چو گل اوراق جریدة ز صبا پوشیدم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.