خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه و عرفانی از سعدی شیرازی است که در آن شاعر به بیان عشق و ارادت خود به معشوق میپردازد. او از فروتنی و فداکاری خود سخن میگوید و از معشوق طلب بخشش و رحمت دارد. شعر پر از استعارههای زیبا و تصاویر شاعرانه است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۴۴ - سر بر در توأم بنگر سربلندیم
سر بر در توأم بنگر سربلندیم
ای من سگ تو عفو کن این خود پسندیم ۱
گر هندوی دو چشم تو برکش ز غمزه تیغ
من آن نیم که از تو برد تیغ هندیم ۲
خوش گفت زلف با لب جانبخش تو شبی
خ ونیه تونی چرا من افتاده بندیم ۳
گفتی بپرسش تو چو آیم چه آورم
رحمی بیار بر من و بر مستمندیم ۴
خیز ای طبیب مرهم و درمان زیان مکن
کاین درد اوست داغ کند سودمندیم ۵
از من ببست چشم به هنگام و ناز و گفت
هاروت گو با و ببین چشم بندیم ۶
در لطف طبع سعدی شیرازی ای کمال
باور نمی کنند که گونی خجندیم ۷
ای من سگ تو عفو کن این خود پسندیم ۱
گر هندوی دو چشم تو برکش ز غمزه تیغ
من آن نیم که از تو برد تیغ هندیم ۲
خوش گفت زلف با لب جانبخش تو شبی
خ ونیه تونی چرا من افتاده بندیم ۳
گفتی بپرسش تو چو آیم چه آورم
رحمی بیار بر من و بر مستمندیم ۴
خیز ای طبیب مرهم و درمان زیان مکن
کاین درد اوست داغ کند سودمندیم ۵
از من ببست چشم به هنگام و ناز و گفت
هاروت گو با و ببین چشم بندیم ۶
در لطف طبع سعدی شیرازی ای کمال
باور نمی کنند که گونی خجندیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۳ - سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۵ - سر زلف تو کرد آخر به سودانی گرفتارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.