خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از گذر کردن بر در معشوق، دردسرهای عشق، و فراق می‌نالد و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند سگ کوی، شمع، و زلف، احساسات خود را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر به کمال معشوق اشاره می‌کند و قصه را مختصر می‌سازد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم ممکن است برای سنین پایین‌تر نامفهوم یا پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۷۴۳ - سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم

سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم
ز حال خود سگ کوی ترا خبر کردیم ۱

میان ما و سگانت خصومتی گر بود
بر آستان نو دوشینه سر به سر کردیم ۲

رخی که بود برابر به خاک ره ما را
ز کیمیای غمت کار او چو زر کردیم ۳

اگرچه شمع به روی تو خیرگیها کرد
به بینی که بر سر جمعش چه گونه بر کردیم ۴

زمشک دردسر افزاید و ز زلف تو ما
به بینی که بر سر جمعش چه گونه بر کردیم عجبتر آنکه مداوای دردسر کردیم ۵

شب فراق ز دست غمت شکایت خویش
به آه صبحدم و ناله سحر کردیم ۶

اگر کمال به زلف تو کرد قصه دراز
بیا که ما به دهان تو مختصر کردیم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۴۲ - سالها شد که در تک و پوییم
گوهر بعدی:شماره ۷۴۴ - سر بر در توأم بنگر سربلندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.