خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فداکاریهای خود برای معشوق سخن میگوید. او از صبر و بیقراری، گذشتن از مال و جان، و حتی تحمل درد و رنج برای رسیدن به یار میگوید. همچنین اشارهای به رقابت و دور کردن رقیب دارد و در نهایت، با وجود سختیها، عشق خود را پابرجا میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'سر در پی آهوان مشکین' و 'سگ را بستم شکار بردیم' نیاز به درک ادبی بیشتری دارند.
شماره ۷۰۳ - تا دست به زلف یار بردیم
تا دست به زلف یار بردیم
صبر از دل بی قرار بردیم ۱
سیم و زر و جان و سر بر آن در
هر چار به اختیار بردیم ۲
جانها کردیم در سر تیغ
سر نیز به پای دار بردیم ۳
بردیم به خاک مهر آن روی
شمعی به سوی مزار بردیم ۴
سر در پی آهوان مشکین
چون را سوی لاله زار بردیم ۵
کردیم رقیب را کشانه
سگ را بستم شکار بردیم ۶
گر شد ز کمال سرگران یار
درد سر ازین دیار بردیم ۷
صبر از دل بی قرار بردیم ۱
سیم و زر و جان و سر بر آن در
هر چار به اختیار بردیم ۲
جانها کردیم در سر تیغ
سر نیز به پای دار بردیم ۳
بردیم به خاک مهر آن روی
شمعی به سوی مزار بردیم ۴
سر در پی آهوان مشکین
چون را سوی لاله زار بردیم ۵
کردیم رقیب را کشانه
سگ را بستم شکار بردیم ۶
گر شد ز کمال سرگران یار
درد سر ازین دیار بردیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۲ - تا خانه دل جای نمنای تو کردیم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۴ - ترا بر دیده من جاست گفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.