خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن با شادی و امیدواری از دیدار دوستان و زیباییهای طبیعت سخن میگوید. او خود را مانند بلبلی خوشالحان میداند که از قفس رها شده و از بهار لذت میبرد. شاعر از فراموشی رنجهای گذشته و رسیدن به آرامش و وصال یار سخن میگوید و این لحظات را با برکت و خوشبختی مقایسه میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۶۹۲ - بحمدالله که دیگر بر روی دوستانه دیدم
بحمدالله که دیگر بر روی دوستانه دیدم
چو بلبل می کنم مسنی که باغ و بوستان دیدم ۱
من آن مرغ خوش الحانم که بیرون از قفس خود را
به اقبال بهار ایمن ز تشویش خزان دیدم ۲
فلک گر تافت روی مهر و بر گردید از یاری
فراموشم شد آن، هر دو چو یار مهربان دیدم ۳
شب قدری که می جستم به خواب و روز نوروزی
چو آن رو دیدم و آن موهمین دیدم همان دیدم ۴
مراد من میان بار بود آن در کنار آمد
میان راحت افتادم چو رنج بیکران دیدم ۵
زمان وصل کر دیگر زمانها به نهد عاشق
به روی دوستان من این زمان را آن زمان دیدم ۶
کمال آن دم که خواهی دید با باران ترین خودرا
بگو این دولت از بمن نه صاحب قرآن دیدم ۷
چو بلبل می کنم مسنی که باغ و بوستان دیدم ۱
من آن مرغ خوش الحانم که بیرون از قفس خود را
به اقبال بهار ایمن ز تشویش خزان دیدم ۲
فلک گر تافت روی مهر و بر گردید از یاری
فراموشم شد آن، هر دو چو یار مهربان دیدم ۳
شب قدری که می جستم به خواب و روز نوروزی
چو آن رو دیدم و آن موهمین دیدم همان دیدم ۴
مراد من میان بار بود آن در کنار آمد
میان راحت افتادم چو رنج بیکران دیدم ۵
زمان وصل کر دیگر زمانها به نهد عاشق
به روی دوستان من این زمان را آن زمان دیدم ۶
کمال آن دم که خواهی دید با باران ترین خودرا
بگو این دولت از بمن نه صاحب قرآن دیدم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۱ - بیوی خویش گردان زنده بازم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۳ - به خالت نسبت مشک ختنا کردم خطا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.