خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و علاقه خود به همسرش میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میراند. او از شمع و سوختن آن به عنوان نمادی از عشق و فداکاری یاد میکند و از خداوند عمر دراز برای خود و همسرش طلب میکند. همچنین، شاعر به پاکی و وفاداری خود در عشق اشاره میکند و از اقبال بلند خود در این رابطه ابراز خوشحالی مینماید.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۹۱ - بیوی خویش گردان زنده بازم
بیوی خویش گردان زنده بازم
همی کش ساعتی دیگر بنازم ۱
به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم ۲
سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم ۳
اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم ۴
به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم ۵
کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم ۶
همی کش ساعتی دیگر بنازم ۱
به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم ۲
سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم ۳
اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم ۴
به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم ۵
کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۰ - باز می بیخودی بروی تو خوردیم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۲ - بحمدالله که دیگر بر روی دوستانه دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.