خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقان، و مفاهیمی مانند پرهیز و گریز از عشق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم دینی و عرفانی مانند بهشت و زهد وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و خون ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۶۰۹ - مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز
مژه تیزست و غمزه نیز و تو نیز
ریختی خون عاشقان به ستیز ۱
اگر کشی بی بهانه نتوان کشت
صد بهانه بعشره انگیز ۲
از من آن پای بوسه مگریزان
همچو عمر گریز پا مگریز ۳
گو پرهیز چشمت از خونم
نیست بیمار را به از پرهیز ۴
کرد خون همه به گردن زلف
گفت کج دار طره را و مریز ۵
پارسا دست خشک رفت آنجا
چون زنیع داشت دستاویز ۶
زاهدا تو بهشت جو که کمال
ولیانکوه خواهد و تبریز ۷
ریختی خون عاشقان به ستیز ۱
اگر کشی بی بهانه نتوان کشت
صد بهانه بعشره انگیز ۲
از من آن پای بوسه مگریزان
همچو عمر گریز پا مگریز ۳
گو پرهیز چشمت از خونم
نیست بیمار را به از پرهیز ۴
کرد خون همه به گردن زلف
گفت کج دار طره را و مریز ۵
پارسا دست خشک رفت آنجا
چون زنیع داشت دستاویز ۶
زاهدا تو بهشت جو که کمال
ولیانکوه خواهد و تبریز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - مجلس ما به حضور تو چنانست امروز
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - نیست از سوز تو جانرا نه گزیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.