خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر غم فراق و یادآوری لحظات زیبای گذشته با معشوق است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند 'شمع چگل' و 'لب لعل'، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از غیبت او رنج میبرد. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند 'چشمه حیوان' و 'خضر' دارد که بر عمق معنایی شعر میافزاید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۵۸ - یارب آن شمع چگل دوش به مهمان که بود
یارب آن شمع چگل دوش به مهمان که بود
خط او سبزی و لبها نمک خوان که بود ۱
چون خضر شد ز نظر غایب و معلوم نشد
که به تاریکی شب چشمه حیوان که بود ۲
آن لب لعل کزو ماند دهان همه باز
باز پرسید که دوشینه به دندان که بود ۳
سر ما بود و در او همه شب تا دم صبح
تا خود او شمع سرای که و ایران که بود ۴
سوختم از غم و روشن نشد این نکته هنوز
که شب آن شمع شکر لب به شبستان که بود ۵
از دل خسته چه پرسی که که آزرد ترا
غمزه را پرسی که آن زخم ز پیکان که بود ۶
گفته ای در غم هجرم نکند ناله کمال
بر سر کوی تو دوش این همه افغان که بود ۷
خط او سبزی و لبها نمک خوان که بود ۱
چون خضر شد ز نظر غایب و معلوم نشد
که به تاریکی شب چشمه حیوان که بود ۲
آن لب لعل کزو ماند دهان همه باز
باز پرسید که دوشینه به دندان که بود ۳
سر ما بود و در او همه شب تا دم صبح
تا خود او شمع سرای که و ایران که بود ۴
سوختم از غم و روشن نشد این نکته هنوز
که شب آن شمع شکر لب به شبستان که بود ۵
از دل خسته چه پرسی که که آزرد ترا
غمزه را پرسی که آن زخم ز پیکان که بود ۶
گفته ای در غم هجرم نکند ناله کمال
بر سر کوی تو دوش این همه افغان که بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - یار اگر چاره گر عاشق بیچاره شود
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - بار چندان که جفا جست و دل آزاری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.