خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت عشق، رهایی از تعلقات دنیوی و پیوستن به جمع اهل راز تأکید دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از قید و بندهای متعارف رها شود و به سمت سعادت ابدی حرکت کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند فقر عرفانی، محبت و جلوه‌های جمال الهی دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'غارت دل و دین' و 'فتنه' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارند.

مشاهده کامل

شماره ۴۷ - کسی که در صف مستان به احتراز نشیند

کسی که در صف مستان به احتراز نشیند
چه قابل است که در بزم اهل راز نشیند ۱

بپاخیز و در این شهر غارت دل و دین کن
تو را که گفت نشین تا که فتنه باز نشیند ۲

سعادت ابدی چون نوشته بر پیر تیرت
بهر دلی که نشیند بگو به ناز نشیند ۳

همای عشق چون آگاه بود ز سلطنت فقر
همیشه بر سر رندان پاکباز نشیند ۴

محبت است که باید چو روح از تن محمود
برون شود بسر طرح ایاز نشیند ۵

هر طرف نکند جلوه‌گر جمال تو از چیست
گهی بدیر و گهی بر در حجاز نشیند ۶

دگر مگوی ز زلفش که دام جمله دلهاست
کزین مقدمه (صامت) سخن دراز نشیند ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶ - دمی که باده عشترت بتان به جام کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - پیش از آنی که محبت به جهان باب نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.