خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد فراق و عشق ناگسسته سخن میگوید. شاعر از بیقراری دل، بیتابی چشمها، و تأثیر زیبایی معشوق بر روح و روان خود مینویسد. تصاویری مانند جاری شدن خون از چشم، بیقراری دل، و تشبیهات زیبا مانند مقایسهٔ چشمها با لاله و زلف با مگسهای خوابآلود، از ویژگیهای بارز این شعر است.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از تشبیهات و تصاویر شعری نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۵۰۷ - مرا بی تو از دیده خون می رود
مرا بی تو از دیده خون می رود
ز دل نیز صبر و سکون می رود ۱
دل من در آن کو زبیم بلا
نمیرفت وقتی کنون می رود ۲
چه آهوست چشمت که در پیش او
اگر شیر آبه زبون میرود ۳
نه از زیر کی دل در آن زلف رفت
که در سلسله از جنون میرود ۴
برخسار تو چشم کردیم سرخ
از آن اشک ما لاله گون می رود ۵
دو چشم تو وز هر طرف خالها
به چندین مگس خواب چون می رود ۶
چو شد تشنه زلفت به خون کمال
به چاه ذقن سرنگون می رود ۷
ز دل نیز صبر و سکون می رود ۱
دل من در آن کو زبیم بلا
نمیرفت وقتی کنون می رود ۲
چه آهوست چشمت که در پیش او
اگر شیر آبه زبون میرود ۳
نه از زیر کی دل در آن زلف رفت
که در سلسله از جنون میرود ۴
برخسار تو چشم کردیم سرخ
از آن اشک ما لاله گون می رود ۵
دو چشم تو وز هر طرف خالها
به چندین مگس خواب چون می رود ۶
چو شد تشنه زلفت به خون کمال
به چاه ذقن سرنگون می رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۶ - ما را هوس مسجد و سجاده نباشد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۸ - مرا بی تو آسوده حالی نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.