خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و ناکامی در عشق سخن میگوید. او از یار سنگدل خود شکایت کرده و از دوستان میخواهد که به او دلداری دهند. تصاویر شاعرانهای مانند غبار خاک، گریه خونین، و باد دامن گل به کار رفتهاند که بر عمق احساسات شاعر تأکید دارند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۴۷۱ - غبار خاک در او چو در خیال آرید
غبار خاک در او چو در خیال آرید
بنور چشم خود آن نونیا میازاربد ۱
گلی که در چمن آرد نسیم پیرهنش
چو باد دامن آن گل ز دست بگذارید ۲
گر از خیال نبش نیست دیده را رنگی
ز نوک هر مژه هنگام گریه خون بارید ۳
اگر چه شت شمردید عقد آن سر زلف
بدلکشی رخ او کم ز زلف مشمارید ۴
ز یار سنگدل ای دوستان ندارم دست
مرا بخت دلی همچو خود مپندارید ۵
به خاک پاش سفارش کنید چشم مرا
هر آنکه ریزد خونش به خاک بسپارید ۶
از راه دیده و دل می رسد سرشک کمال
مسافر بر و بحر است حرمتش دارید ۷
بنور چشم خود آن نونیا میازاربد ۱
گلی که در چمن آرد نسیم پیرهنش
چو باد دامن آن گل ز دست بگذارید ۲
گر از خیال نبش نیست دیده را رنگی
ز نوک هر مژه هنگام گریه خون بارید ۳
اگر چه شت شمردید عقد آن سر زلف
بدلکشی رخ او کم ز زلف مشمارید ۴
ز یار سنگدل ای دوستان ندارم دست
مرا بخت دلی همچو خود مپندارید ۵
به خاک پاش سفارش کنید چشم مرا
هر آنکه ریزد خونش به خاک بسپارید ۶
از راه دیده و دل می رسد سرشک کمال
مسافر بر و بحر است حرمتش دارید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۰ - عید می آید و مردم مه نو میطلبند
گوهر بعدی:شماره ۴۷۲ - غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.