خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر عاشق میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف پیچیده، لب شیرین، و قد بلند، شاعر احساسات خود را بیان میکند و نشان میدهد که عشق چگونه بر روح و روان انسان تأثیر میگذارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع شعر معمولاً برای سنین بالاتر که با ادبیات کلاسیک آشنا هستند، جذابیت بیشتری دارد.
شماره ۴۰۱ - دل چو در زلف تو پیچید روانش بستند
دل چو در زلف تو پیچید روانش بستند
خواب در چشم پر آب نگرانش بستند ۱
هر کجا بود در آفاق دل شیدانی
کارسن زلف تو در گردن جانش بستند ۲
نیشکر تا که کند خدمت قند لب تو
چون سر از خاک بر آورد میانش بستند ۳
خواست سوسن که کند وصف قد سرو سهی
پیش بالای بلند تو زبانش بستند ۴
تیر مژگان تو هرگاه که بنشست بدل
مرهمی بود که بر ریش غمانش بستند ۵
نکته ای خواست بگوید ز میان تو کمال
با تبسم ز لبت راه گمانش بستند ۶
خواب در چشم پر آب نگرانش بستند ۱
هر کجا بود در آفاق دل شیدانی
کارسن زلف تو در گردن جانش بستند ۲
نیشکر تا که کند خدمت قند لب تو
چون سر از خاک بر آورد میانش بستند ۳
خواست سوسن که کند وصف قد سرو سهی
پیش بالای بلند تو زبانش بستند ۴
تیر مژگان تو هرگاه که بنشست بدل
مرهمی بود که بر ریش غمانش بستند ۵
نکته ای خواست بگوید ز میان تو کمال
با تبسم ز لبت راه گمانش بستند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - دل چراغیست که نور از رخ دلبر گیرد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - دل در طلیت روی به صحرای غم آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.