این شعر بیانگر محدودیتهای دنیوی و عدم کفایت آن در برابر عواطف و روابط عمیق انسانی است. شاعر اشاره میکند که شادی و غم دنیا در قلب دوست جای نمیگیرد و حتی در خلوت قرب و انس نیز راهی برای یافتن آنها نیست. همچنین، او از ناتوانی در جای دادن غم خانه و خانواده در دل سخن میگوید و به مخاطب هشدار میدهد که تعلقات مادی در این جهان گذرا جایگاهی ندارند. در نهایت، شاعر توصیه میکند که با دوست و کمال همراه شویم، چرا که یک خانه نمیتواند میهمان را در خود جای دهد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۹۳ - در صحبت دوست جان نگنجد
شادی و غم جهان نگنجد ۱
در خلوت قرب و حجره انس
این راه نیابد آن نگنجد ۲
ما خانه خراب کرد گانرا
در دل غم خان و مان نگنجد ۳
ای خواجه تو مرد خود فروشی
رخت تو درین دکان نگنجد ۴
پر شد در و بام بار از پار
اغیار در آن میان نگنجد ۵
تن را چه محل که در حریمش
سر نیز بر آستان نگنجد ۶
با دوست گزین کمال با جان
یک خانه در میهمان نگنجد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.