خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق حقیقی و فداکاری در راه آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی نیازمند از خود گذشتگی، دیوانگی و خراب کردن خانه هستی است. همچنین، به پذیرش رنجها و تهمتها در این راه اشاره دارد و در نهایت، به امید لطف و توجه معشوق و تجدید عشق پس از سالها بندگی میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر نیازمند درک و بلوغ فکری است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری و از خود گذشتگی ممکن است برای کودکان قابل هضم نباشد.
شماره ۳۹۲ - در راه عشق هر که بمن اقتدا کند
در راه عشق هر که بمن اقتدا کند
باید که سر ببازد و جان را فدا کند ۱
دیوانه وار خانه هستی کند خراب
هر کو اساس عشق حقیقی بنا کند ۲
باری گزیده ایم که در حاصل حیات
سر کنیم در سر کارش کرا کند ۳
در حق من رقیب اگر گفت تهمشی
صاحب نظر هر آینه این افترا کند ۴
روزی ز روی لطف نپرسی که این غریب
بی ما چگونه میگذراند چها کند ۵
وقتی ندانی از سر کویت شنیدمی
کوهاتفی که بازم از آنجا ندا کند ۶
سی ساله بندگی کمال ار قبول نیست
رفت آنچه رفت باز زند ابتدا کند ۷
باید که سر ببازد و جان را فدا کند ۱
دیوانه وار خانه هستی کند خراب
هر کو اساس عشق حقیقی بنا کند ۲
باری گزیده ایم که در حاصل حیات
سر کنیم در سر کارش کرا کند ۳
در حق من رقیب اگر گفت تهمشی
صاحب نظر هر آینه این افترا کند ۴
روزی ز روی لطف نپرسی که این غریب
بی ما چگونه میگذراند چها کند ۵
وقتی ندانی از سر کویت شنیدمی
کوهاتفی که بازم از آنجا ندا کند ۶
سی ساله بندگی کمال ار قبول نیست
رفت آنچه رفت باز زند ابتدا کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - خوشا غمی که برویم ز روی او آید
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - در صحبت دوست جان نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.