خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا به موضوع عشق و درد میپردازد و بیان میکند که عشق واقعی با رنج و غم همراه است. افرادی که عاشق هستند، درد را تحمل میکنند و این درد باعث پاکی و رشد آنها میشود. همچنین، متن اشاره میکند که عشق بدون درد ارزشی ندارد و تنها کسانی که درد را تجربه کردهاند، میتوانند معنای واقعی عشق را درک کنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۵۷ - مرد عشق تو به غم همدرد است
مرد عشق تو به غم همدرد است
دردمند تو بلا پرورد است ۱
هر که از درد و رنگی دارد
اشک او سرخ و رخ او زرد است ۲
بیخیر میفتد آتش خواب است
درد و غم می خورد اینش خورد است ۳
دردمندان به دو رخ پاک کنند
کف پا کز ره ن گرد است ۴
هست با درد تو هر فردی را
عالمی کز همه عالم فرداست ۵
عشق، بیدرد سری گرم نکرد
شمع تا سوز ندارد سرد است ۶
چون براند سخن از درد کمال
هر که مردست بگوید مرداست ۷
دردمند تو بلا پرورد است ۱
هر که از درد و رنگی دارد
اشک او سرخ و رخ او زرد است ۲
بیخیر میفتد آتش خواب است
درد و غم می خورد اینش خورد است ۳
دردمندان به دو رخ پاک کنند
کف پا کز ره ن گرد است ۴
هست با درد تو هر فردی را
عالمی کز همه عالم فرداست ۵
عشق، بیدرد سری گرم نکرد
شمع تا سوز ندارد سرد است ۶
چون براند سخن از درد کمال
هر که مردست بگوید مرداست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - مرد بی درد مرد این ره نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - هست آن چشمیم و باز آن چشم میجوئیم مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.