خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، عرفان و زهد میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون درد و رنج، ادعای عاشقی بیمعناست و تنها کسانی که بیدار و آگاهند، حقیقت را درک میکنند. همچنین، انتقادی به دنیاطلبی و دوری از معنویت دارد و بر اهمیت عشق حقیقی و فداکاری تأکید میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۶ - مرد بی درد مرد این ره نیست
مرد بی درد مرد این ره نیست
غافل از ذوق درد آگه نیست ۱
بی رخ زرد و اشک سرخ بر رو
دعوی عاشقی موجه نیست ۲
روشن و خوش صباح زنده دلان
ا جز به بیداری سحرگه نیست ۳
سالک باکرو نخوانندش
آنکه از م اسوی منزه نیست ۴
آستین کوته است شیخ چه سود
چون از دنیاش دست کوته نیست ۵
خواجه تا کی زند زهستی دم
که شود زیر خاک ناگه نیست ۶
جان برین خاک ره فشاند کمال
گر زند لال عشق بیره نیست ۷
غافل از ذوق درد آگه نیست ۱
بی رخ زرد و اشک سرخ بر رو
دعوی عاشقی موجه نیست ۲
روشن و خوش صباح زنده دلان
ا جز به بیداری سحرگه نیست ۳
سالک باکرو نخوانندش
آنکه از م اسوی منزه نیست ۴
آستین کوته است شیخ چه سود
چون از دنیاش دست کوته نیست ۵
خواجه تا کی زند زهستی دم
که شود زیر خاک ناگه نیست ۶
جان برین خاک ره فشاند کمال
گر زند لال عشق بیره نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۵ - مرا گفتی برین در این فغان چیست؟
گوهر بعدی:شماره ۲۵۷ - مرد عشق تو به غم همدرد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.