خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و دردهای عشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند سرو، حلوای لب، و مشک مو، به توصیف معشوق میپردازد و از رنجهای عشق و فراق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند صوفیان و شهید عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتر نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۴ - گلی چون سرو ما در هر چمن نیست
گلی چون سرو ما در هر چمن نیست
و گر باشد چنین نازک بدن نیست ۱
به باریکی لبهاش ار سخن هست
در آن سوی میان باری سخن نیست ۲
از آن حلوای لبها صوفیان را
بجز انگشت حسرت در دهن نیست ۳
مرا بیمار پرسی آمد و گفت
بحمد الله که خونه زیستن نیست ۴
نیاساید شهید عشق در خاک
گرش گردی ز کویت به کفن نیست ۵
نشد دل جز میان بار و من گم
به او باشد بنین باری به من نیست ۶
کمال آن مشک مو را نیک دریاب
کزین آهر به صحرای ختن نیست ۷
و گر باشد چنین نازک بدن نیست ۱
به باریکی لبهاش ار سخن هست
در آن سوی میان باری سخن نیست ۲
از آن حلوای لبها صوفیان را
بجز انگشت حسرت در دهن نیست ۳
مرا بیمار پرسی آمد و گفت
بحمد الله که خونه زیستن نیست ۴
نیاساید شهید عشق در خاک
گرش گردی ز کویت به کفن نیست ۵
نشد دل جز میان بار و من گم
به او باشد بنین باری به من نیست ۶
کمال آن مشک مو را نیک دریاب
کزین آهر به صحرای ختن نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۳ - گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است
گوهر بعدی:شماره ۲۳۵ - گنجی و نرا بیطلبیدن نتوان یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.