خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید، جایی که شاعر دل را قبلهگاه خود میداند و عقل در برابر عشق سر فرود میآورد. او معشوق را به حدی بالا میبرد که خود را کمتر از سگ کوی او میداند و عشق را فراتر از عقل و دین توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۵۵ - دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست
دل قبله خود خاک سر کوی تو دانست
جان طاعت احسن هوس روی تو دانست ۱
محراب دو شد زاهد سجادہ نشین را
ز آن روز که محراب دو ابروی تو دانست ۲
عاشق ز دل و دین نظر عقل بپوشید
تا کافری غمزه جادوی نور دانست ۳
عقل از په عشق عنان باز به پیچید
تا سلسله جنبانی گیوی نو دانست ۴
وجه نظر و دور و نلل به بدیهی
عقل از نظر روی تو و موی تو دانست ۵
این نکته که کسی را ز تو نه رنگ و نه بویست
از رنگ تو دریافت دل از بوی نو دانست ۶
بیش است کمال از همه زان روز که خود را
در مرتبه کمتر ز سگ کوی تو دانست ۷
جان طاعت احسن هوس روی تو دانست ۱
محراب دو شد زاهد سجادہ نشین را
ز آن روز که محراب دو ابروی تو دانست ۲
عاشق ز دل و دین نظر عقل بپوشید
تا کافری غمزه جادوی نور دانست ۳
عقل از په عشق عنان باز به پیچید
تا سلسله جنبانی گیوی نو دانست ۴
وجه نظر و دور و نلل به بدیهی
عقل از نظر روی تو و موی تو دانست ۵
این نکته که کسی را ز تو نه رنگ و نه بویست
از رنگ تو دریافت دل از بوی نو دانست ۶
بیش است کمال از همه زان روز که خود را
در مرتبه کمتر ز سگ کوی تو دانست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - دل صفه خال تو با زلف گفت
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - دردل ما بردی و رفتی نه چنین می بایست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.