خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی و عاشقانه به جستجوی یار و وصال با معشوق الهی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که تمام تلاش‌ها و رنج‌هایش در راه یافتن به یار است و حتی خواب و زخم‌های دلش همه نشانه‌های این عشق هستند. او تأکید می‌کند که هیچ درمانی جز وصال معشوق برای دردهایش وجود ندارد و هرچه از او می‌گوید، بوی جان می‌دهد. در پایان، از کمال و مولانا و عطار به عنوان الگوهای این راه یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۴ - گر به جستن باف گشتی یار ما

گر به جستن باف گشتی یار ما
غیر جویانی نبودی کار ما ۱

گر شدی دیدار او دیدن به خواب
خواب جستی دیده ی بیدار ما ۲

گر به داغش سینه زخمی بافتی
یافتی مرهم دل افگار ما ۳

کس دوای ما و درد ما نیافت
چند می جوید طبیب آزار ما ۴

جان و سر در حلقه ی سودای او
گر به هیچ ارزد زهی بازار ما ۵

هر حکایت کز لب او می کنیم
بوی جان می آید از گفتار ما ۶

بار چون بشنید گفتارت کمال
گفت مولانائی و عطار ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳ - کعبه کویش مراد است این دل آواره را
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - گر بر در او سودمی رخسار گرد آلود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.