خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند گل، بلبل و زلف یار برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده می‌کند. شاعر از زیبایی‌های محبوب و تأثیر آن بر دل‌های بی‌قرار سخن می‌گوید و با اشاراتی به می و ساقی، فضایی شاد و در عین حال اندوهگین خلق می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به می و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲ - کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را

کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را
بهر شکار بلبلان بر گل نهادی دام را ۱

پیش گل اندام تو دارد گل اندامی ولی
لطفی نباشد آنچنان اندام بی اندام را ۲

ساقی رسید ایام گل خالیست از می جام مل
آن به که در دوری چنین خالی نداری جام را ۳

گفتی دهیمن عاقبت می از کف سیمین خود
جان سرختی تا کی دهی این وعده های خام را ۴

حسن جهانگیرت چو کرد آن زلف دور از پیش رو
دادی به یغما روم را کردی پریشان شام را ۵

گه گه که از لب چاشنی با هر دعاگونی دهی
از بهر من داری نگه زیر زبان دشنام را ۶

او زلف بشکست و کمال از توبه و زهد و ورع
زنار چون ببرید بار او هم شکست اصنام را ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - کعبه کویش مراد است این دل آواره را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.