خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که درد فراق و عشق به معشوق را بیان میکند. شاعر از گردباد درد و رنجهای زندگی میگوید و آرزوی آرامش در کنار معشوق را دارد. همچنین، اشارهای به مفاهیم معنوی و عرفانی مانند عشق الهی و فداکاری در راه عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۷ - جانا ز گرد درد پر باد دامن ما
جانا ز گرد درد پر باد دامن ما
وین دلق گرد خورده صد پاره در تن ما ۱
دل ساکنی ندارد بی خاک آستانت
ای خاک آستانت تا حشر مسکن ما ۲
ما چشم خویش روشن دیدن نمی توانیم
تا تو نمی نشینی بر چشم روشن ما ۳
گفتم تیغ بر کش گفتی گناه باشد
باد این گنه همیشه از تو به گردن ما ۴
دی می شدم در آن کو آمد ندا ز هر سو
کای عاشق سر و زر مگذر به گلشن ما ۵
دانی چه گفت عیسی با عاشقان دنیی
چندین حجاب بیند از نیم سوزن ما ۶
شب با کمال ای تن در خواب شو که آن ماه
آید به دزدی دل بر بام و روزن ما ۷
وین دلق گرد خورده صد پاره در تن ما ۱
دل ساکنی ندارد بی خاک آستانت
ای خاک آستانت تا حشر مسکن ما ۲
ما چشم خویش روشن دیدن نمی توانیم
تا تو نمی نشینی بر چشم روشن ما ۳
گفتم تیغ بر کش گفتی گناه باشد
باد این گنه همیشه از تو به گردن ما ۴
دی می شدم در آن کو آمد ندا ز هر سو
کای عاشق سر و زر مگذر به گلشن ما ۵
دانی چه گفت عیسی با عاشقان دنیی
چندین حجاب بیند از نیم سوزن ما ۶
شب با کمال ای تن در خواب شو که آن ماه
آید به دزدی دل بر بام و روزن ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - جهانی پر ز مقصود است راهی روشن و پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.