خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از بی‌توجهی معشوق و ناامیدی از دنیا است، اما هنوز امید به لطف و رحمت او دارد. شاعر از بی‌قراری خود می‌گوید و آرزو می‌کند که پیامش به معشوق برسد. همچنین، او از شرمساری خود در روز قیامت سخن می‌گوید و در نهایت، عظمت معشوق را ستایش می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات شدید و ناامیدی هستند که مناسب مخاطبان با درک بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۱۶ - تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما

تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ما
که در تو کار نکردست درد کاری ما ۱

شنوده ام که گشودی زبان به دشنامم
عزیز من چه گشاید ترا ز خواری ما ۲

گر ای نسیم شبی بگذری بر ان سر زلف
به گوش او برسان ذکر بی قراری ما ۳

هزار بار به جان بار محنتت بردیم
به هیچ بر نگرفتی تو بردباری ما ۴

اگر چه از دو جهان کردیم قطع امید
به لطف و رحمت تو هست امیدواری ما ۵

سزد که ذیل کرم بر گناه ما پوشند
به روز حشر چو بینند شرمساری ما ۶

کمال در سگ کویش علو همت بین
که عار آیدش از همدمی و یاری ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - بی غمت شاد مباد این دل غم پرور ما
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - جانا ز گرد درد پر باد دامن ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.