خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس درماندگی، گناه و تنهایی خود سخن میگوید و مانند یتیمی بیپدر گریان است. او از خداوند میخواهد که فریادش را بشنود و او را نجات دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است مضامین مربوط به گناه و درماندگی برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
مناجات ۲۱۷ - الهی چون یتیم بی پدر گریانم ف درمانده در دست خصمانم، خستهٔ گناهم و از خوزشتن بر
الهی چون یتیم بی پدر گریانم ف درمانده در دست خصمانم، خستهٔ گناهم و از خوزشتن بر تاوانم، خراب عمر و مفلس روزگار، من آنم. خداوندا فریاد رس که از نا کسی خود بفریادم.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مناجات ۲۱۶ - الهی بقدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم، روز بروز بر زی
گوهر بعدی:مناجات ۲۱۸ - الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگُذاردیم، دریغا که قدر عُ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.