خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و جدایی مینالد و بیان میکند که شنیدن نام وداع قلبش را به خون تبدیل کرده و جانش از غم فراق رفته است. او از هجران میپرسد امروز چه کسی را میکشد، چرا که خودش قبلاً از جام وداع زهر اجل را چشیده است.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و زهر اجل ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۴۴ - خون شد دلم از شنیدن نام وداع
خون شد دلم از شنیدن نام وداع
جان رفت به باد غم ز پیغام وداع ۱
ای هجر، که را میکشی امروز، که دی
من زهر اجل چشیدم از جام وداع ۲
جان رفت به باد غم ز پیغام وداع ۱
ای هجر، که را میکشی امروز، که دی
من زهر اجل چشیدم از جام وداع ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - دارم به دو دست خویش دایم تن خویش
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - پیدا بود از اشک فروهشته شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.