خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که دائماً به خودش آسیب میزند و مانند خاری در دامان خودش است. او از غافل نشدن از خودش عذرخواهی میکند و میپرسد چه کسی میتواند به دشمن خود اعتماد کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، موضوع خودآزاری و درونگرایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۳ - دارم به دو دست خویش دایم تن خویش
دارم به دو دست خویش دایم تن خویش
آویختهام چو خار در دامن خویش ۱
معذورم اگر ز خویش غافل نشوم
کس چون کند اعتماد بر دشمن خویش؟ ۲
آویختهام چو خار در دامن خویش ۱
معذورم اگر ز خویش غافل نشوم
کس چون کند اعتماد بر دشمن خویش؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۲ - هست از بن هر موی، مرا بر تن خویش
گوهر بعدی:شماره ۴۴۴ - خون شد دلم از شنیدن نام وداع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.