خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از غم و اندوهی میگوید که در دلش جای گرفته و مانند وطنی در سینهاش ساکن شده است. غم بر او سوار شده و جفا رانده، اما افسوس که قدر خود را نشناخته است.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگینانه است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که با مفاهیم عمیقتر عاطفی و ادبی آشنا هستند.
شماره ۴۳۳ - در سینه تنگ من وطن ساخت غمش
در سینه تنگ من وطن ساخت غمش
در ملک دلم علم برافراخت غمش ۱
بر همچو منی، رخشِ جفا تاخت غمش
افسوس که قدر خویش نشناخت غمش ۲
در ملک دلم علم برافراخت غمش ۱
بر همچو منی، رخشِ جفا تاخت غمش
افسوس که قدر خویش نشناخت غمش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۲ - خورشید که از پی بروند افلاکش
گوهر بعدی:شماره ۴۳۴ - آن را که بود رگی ز غیرت به تنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.