خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که عشق به معشوق تمام غمهایش را از بین برده و تنها یاد معشوق در ذهنش باقی مانده است. او معتقد است هر روزی که در راه معشوق سپری نشده، هدر رفته است و هر گلی که باغبان نچیده، از یاد رفته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۲۱۷ - قدسی که غم عشق تو بنیادش برد
قدسی که غم عشق تو بنیادش برد
جز یاد تو هرچه بود از یادش برد ۱
روزی که نشد صرف تو عمرش، هدرست
هر گل که نچید باغبان، یادش برد ۲
جز یاد تو هرچه بود از یادش برد ۱
روزی که نشد صرف تو عمرش، هدرست
هر گل که نچید باغبان، یادش برد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - کو عشق که عُجب خودپرستی ببرد؟
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - هر چیز که از کون و مکان میگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.