خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق میگوید که با دیدن او هوش از سرش پریده و در باغ وصال، معشوق او را به خود خوانده است. شاعر از خدمتگزاریهای فراوان خود به معشوق میگوید که باعث شده معشوق رفتارش را مانند سرو فراموش کند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۱ - آن گل که ز نکهتش بشد هوش مرا
آن گل که ز نکهتش بشد هوش مرا
چون خواند به باغ وصل خود دوش مرا ۱
از بس که به خدمت ایستادم پیشش
رفتار چو سرو شد فراموش مرا ۲
چون خواند به باغ وصل خود دوش مرا ۱
از بس که به خدمت ایستادم پیشش
رفتار چو سرو شد فراموش مرا ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - گردون که به دیده خار افکند مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - طبعی که بود حریص مر عصیان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.