خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از جستجوی بی‌ثمر خود برای یافتن وطنی مانند کویت سخن می‌گوید. او از دشمنان خود نفرت دارد و قامت موزون معشوقه را ستایش می‌کند. شاعر همچنین از پریشان‌حالی خود و امید به شنیدن سخنی از معشوقه می‌گوید.

متن شامل مفاهیم عاشقانه و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعاره‌ها و کنایه‌ها برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۵۷ - چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی

چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
برای خویش، چو کویت نیافتم وطنی ۱

چو دست خصم زلیخا، بریده باد آن دست
که بر تنی نتواند درید پیرهنی ۲

چو قامت تو نهالی ندیده‌ام موزون
به اتفاق صبا گشته‌ام به هر چمنی ۳

روم به دایره مردم پریشان‌بخت
مگر ز موی تو بر گوش من خورد سخنی ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - می‌کنم در بوستان با عندلیبان شیونی
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.