خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غنایی است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از درد دوری و اشتیاق به وصال معشوق مینالد و از تصاویر شاعرانهای مانند آب دیده، حباب، خورشید و گلها برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۱۳ - توان غم تو ز جان خراب دزدیدن
توان غم تو ز جان خراب دزدیدن
اگر ز شعله توان اضطراب دزدیدن ۱
حبابوار برآور ز آب دیده سری
چو دیده چند توان سر در آب دزدیدن؟ ۲
خیال هندوی چشم تو در نمیآید
به چشم خلق، مگر بهر خواب دیدن ۳
ز موج گریهام افتد به گردن خورشید
ز روی آب، شکم چون حباب دزدیدن ۴
دلی که وصل تو جوید به حیله، آن یابد
که طفل مکتبی از آفتاب دزدیدن ۵
چو گل ز پرده برونآ، که بشکفد گلشن
چو غنچه، روی چرا در نقاب دزدیدن ۶
اگر ز شعله توان اضطراب دزدیدن ۱
حبابوار برآور ز آب دیده سری
چو دیده چند توان سر در آب دزدیدن؟ ۲
خیال هندوی چشم تو در نمیآید
به چشم خلق، مگر بهر خواب دیدن ۳
ز موج گریهام افتد به گردن خورشید
ز روی آب، شکم چون حباب دزدیدن ۴
دلی که وصل تو جوید به حیله، آن یابد
که طفل مکتبی از آفتاب دزدیدن ۵
چو گل ز پرده برونآ، که بشکفد گلشن
چو غنچه، روی چرا در نقاب دزدیدن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۲ - شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
گوهر بعدی:شماره ۴۱۴ - بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.