خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق، دین، رنج و رهایی میپردازد و بیان میکند که عشق و ایمان میتوانند همزیستی داشته باشند. همچنین، از رنجهای عشق و ضرورت پذیرش آن سخن میگوید و اشاره میکند که گاهی فقر و گدایی میتواند آزادی بیشتری به همراه آورد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و گدایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۱۲ - شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
دل به صمد باختن، رو به صنم داشتن ۱
گر نبود عشق هم، فرض بود مرد را
فال محبت زدن، نیت غم داشتن ۲
ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جدا
حیف بود دیده را، دور زنم داشتن ۳
فال رهایی مزن، زانکه نشان بدیست
پای کشیدن ز گل، دست ز غم داشتن ۴
کیسه تهی خوشترم، ورنه به اشکم رسد
هر مژه بر هم زدن، حاصل یم داشتن ۵
رند گدا کی کند، ترک کلاه و عصا؟
لازمه خسرویست، چتر و علم داشتن ۶
دل به صمد باختن، رو به صنم داشتن ۱
گر نبود عشق هم، فرض بود مرد را
فال محبت زدن، نیت غم داشتن ۲
ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جدا
حیف بود دیده را، دور زنم داشتن ۳
فال رهایی مزن، زانکه نشان بدیست
پای کشیدن ز گل، دست ز غم داشتن ۴
کیسه تهی خوشترم، ورنه به اشکم رسد
هر مژه بر هم زدن، حاصل یم داشتن ۵
رند گدا کی کند، ترک کلاه و عصا؟
لازمه خسرویست، چتر و علم داشتن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۱ - مباش غره به عهد قدیم و یار کهن
گوهر بعدی:شماره ۴۱۳ - توان غم تو ز جان خراب دزدیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.